بن مایه های تمدن علوم عقلی در اندیشه های کلامی صدوق و مفید

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

دانشگاه فردوسی مشهد

چکیده

جریان تمدن در علوم از تطور اندیشه‌های دانشمندان ظهور می‌یابد. بدیهی است دانش‌ها گاه در بدایت امر از بساطت و سادگی برخوردارند ولی در گذر زمان رشد، عمق و توسعه یافته و به کمال خود می‌رسند. یکی از این علوم، دانش کلام است که در قرائت دانشمندان اسلامی حاوی مطالب بلندی بوده و در فرایند زمان، زمینه‌های رشد و توسعه­ ی آن فراهم شده و توانسته است تأثیر چشم‌گیری در علوم عقلی بگذارد. پژوهش پیش‌رو با روش توصیفی ـ تحلیلی نشان می‌دهد که چگونه علمای کلام شیعی در علوم عقلی نقش‌آفرینی نموده و متقابلاً در مبانی خویش از آن‌ علوم بهره جسته‌اند. دانش کلام به عنوان یک علم، از زمان شیخ مفید آغازیدن گرفت. اگرچه پیش از مفید گزاره‌های کلامی مطرح بوده، و برخی از عالمان دینی همچون نوبختیان، صدوق و دیگران همّت به گردآوری دسته‌ای از گزاره‌های آن نموده و با بیان توضیحی و گاه تبیینی، جریان به وجود آمدن این علم را هموار ساخته‌اند ولی مفید به آن شاکله و بنیاد جدیدی داد. به­ همین سبب می‌توان او را خاستگاه ظهور ‌کلام به عنوان یک علم شناسایی کرد چنان­که از همین رهگذر، دسته‌ای از قواعد و احکام علوم عقلی فلسفی به وجود آمده است. پژوهش حاضر بر آن است تا اندیشه‌های صدوق به­عنوان عالِم نصّ‌گرا و مفید به­ عنوان عالِم عقل‌گرا را مورد مداقّه قرار دهد. ازاین­ منظر که از یک سو، مبتنی بر آموزه‌های اهل بیت (علیهم‌السلام) بوده و از سوی دیگر به سامان­دهی دانش متفاوت کلام انجامیده است و  قواعد فلسفی همانند اصالت در وجود، قاعده­ی امکان و وجوب، برهان صدیقین، برهان حدوث، برهان فصل و وصل، برهان تمانع و غیر این‌ها در آن اشراب گردیده که بعدها در تطور علوم عقلی از استحکام و رشد و توسعه‌­ی فزاینده‌ای برخوردار شده است

کلیدواژه‌ها