ظرفیت تمدنی محبت در مکتب رضوی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی/ پژوهشکده اسلام تمدنی

چکیده

مسلک عشق و محبت، مفسر رابطه بین انسان و خدا و ارتباط میان انسان با انسان است.هم چنین منشاء حرکت فردی و اجتماعی گسترده­ ای است که با آموزه­ های قرآنی و ادعیه­ ی مأثور و آموزه­ های اهل بیت (ع) به­ ویژه امام هشتم (ع) هم­سویی دارد. از مهم­ترین آموزه­ های امام رضا (ع) در زمان حضور خود در خراسان، ترویج محبت نسبت به خدا، هم­نوع، هم­کیش و همه­ ی موجودات زنده است. گرایش امام به مهرورزی، از توجه تام ایشان به خدا نشأت می­ یافت. سجایای اخلاقی و نوع رفتار و سیره­ ی امام رضا (ع) در افزایش محبت ایرانیان به ایشان تأثیر بسیاری داشت. سیره­ ی امام رضا (ع) در سیر تاریخی خود، با تلاش عرفا، حکما، متکلمین، اهل سیاست و نیز ادبا و هنرمندان اقوام و ملتهای گوناگون، در بخش قابل توجهی از جهان اسلام، نشر یافت و کوشیده شد تا احکام و قواعد آن طی قرن های گذشته تبیین گردد. براساس این قواعد، محبت و عشق ­ورزی از هر تقیدی به دور است و می­تواند انسان را از ظلمت ­آباد جهان کنونی به­ سمت افق­های روشن جهان معانی انتقال دهد. در سده­ ی هفتم خواجه نصیرالدین طوسی توانست جایگاه  بلامنازع محبت را در تمدن­ سازی تبیین کند و در قرن یازدهم فانی کشمیری در اخلاق عملی خود نشان داد که بهره­ گیری از اکسیر محبت در امور اجتماعی و سیاسی چه آثار حیات­ بخشی را می­تواند در قوام یک جامعه به­ همراه داشته باشد. در عصر کنونی عنصر محبت را می­توان دستاورد جهانی انسان دانست که می­تواند زمینه­ ی هم گرایی همه ­ی فرهنگها و تمدنها و نژادها و ادیان را رقم بزند

کلیدواژه‌ها