اهل بیت(ع) طلایه داران خوش خوانی قرآن کریم

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجو دکتری علوم قرآن و حدیث پردیس دانشگاه فردوسی مشهد

2 دانشیار علوم قرآن و حدیث دانشگاه فردوسی مشهد

10.22081/csa.2018.66586

چکیده

در اندیشه‌ی برخی عالمان و فقیهان پیشین تشیع، هر گونه استفاده از هنرهای صوتی و آوایی مردود و حتی مشمول غنا گردیده و حکم به حرمت آن داده شده اند. در مقابل این اندیشه ، دیگران با تکیه بر مبانی معتبر نزد خود، نه تنها خوش خوانی قرآن را با استفاده از هنرهای صوتی مردود ندانسته، بلکه بر استفاده‌ی صحیح از آن جهت تاثیر دوچندان بر مخاطب تأکید کرده و البته چارچوب مطلوب آن را نیز روشن ساخته­اند. این پژوهش با نگاهی تاریخی و روایی، اصول تلاوت مطلوب را در نگاه اهل بیت (ع) معرفی نموده و سپس این مطلب را روشن ساخته که ائمه اطهار (ع) با تاکید بر جلوه­ی خاصی از تغنی در قرآن و زدودن پیرایه­های منفی آن، از این عنصر تأثیرگذار در جهت جذب مخاطب، استفاده نموده و خود طلایه داران این هنر جاودانه بوده و بدان مشهور بوده‌اند مانند تلاوت­های تأثیرگذار رسول اکرم (ص) بر مشرکان، قرائات آسمانی امام سجاد(ع) تأثیر آن حتی بر آب‌رسانان رهگذر و نیز تلاوت­های جان‌گداز امام کاظم (ع) شاهدی بر بهره­گیری ایشان از این عنصر تأثیر­گذار و مقبول است.

کلیدواژه‌ها


 

اهل بیت (ع) طلایه داران خوش‌خوانی قرآن کریم

 

ملیکا کردلوئی[1]

محمدحسن رستمی[2]

مرتضی ایروانی نجفی[3]

چکیده:

در اندیشه‌ی برخی عالمان و فقیهان پیشین تشیع، هر گونه استفاده از هنرهای صوتی و آوایی مردود و حتی مشمول غنا گردیده و حکم به حرمت آن داده شده اند. در مقابل این اندیشه ، دیگران با تکیه بر مبانی معتبر نزد خود، نه تنها خوش خوانی قرآن را با استفاده از هنرهای صوتی مردود ندانسته، بلکه بر استفاده‌ی صحیح از آن جهت تاثیر دوچندان بر مخاطب تأکید کرده و البته چارچوب مطلوب آن را نیز روشن ساخته­اند. این پژوهش با نگاهی تاریخی و روایی، اصول تلاوت مطلوب را در نگاه اهل بیت (ع) معرفی نموده و سپس این مطلب را روشن ساخته که ائمه اطهار (ع) با تاکید بر جلوه­ی خاصی از تغنی در قرآن و زدودن پیرایه­های منفی آن، از این عنصر تأثیرگذار در جهت جذب مخاطب، استفاده نموده و خود طلایه داران این هنر جاودانه بوده و بدان مشهور بوده‌اند مانند تلاوت­های تأثیرگذار رسول اکرم (ص) بر مشرکان، قرائات آسمانی امام سجاد(ع) تأثیر آن حتی بر آب‌رسانان رهگذر و نیز تلاوت­های جان‌گداز امام کاظم (ع) شاهدی بر بهره­گیری ایشان از این عنصر تأثیر­گذار و مقبول است.

واژگان کلیدی: تلاوت قرآن؛ اهل­بیت (ع) ؛ خوش‌خوانی.

 

مقدمه:

  از آن‌جا که ماندگاری هر مکتب و آموزه­ای در گرو عرضه‌ی زیبا و هنرمندانه آن بر مخاطب است، دین اسلام نیز با بهره­گیری صحیح از عنصر القای آهنگین کلام، در طول زمان­های متمادی، تأثیری بس شگرف بر مخاطبان خود گذاشته است.  بهره‌گیری از هنرها و زیبایی های صوت، در تلاوت رسول خدا (ص)، ائمه اطهار(ع) ، صحابه و بررسی روایات واردشده در کیفیت تلاوت بزرگان دین، گویای این مطلب است که لحن و هنرهای صوتی و آوای خوش به عنوان ابزاری تأثیرگذار در خدمت انتقال پیام کلام الهی مورد استفاده معصومین (ع) و افراد برجسته ای که در میان صحابه و تابعین قرار داشته ‌اند، بوده است. بدیهی است که تلاوت معمولی با صدایی آهسته، هیچ­گاه جذابیت چندانی را برای مخاطب ایجاد نخواهد کرد. درآمیختگی هنرهای صوتی با مفاهیم بلند الهی، حلاوتی  خاص به شنونده ، بخشیده است. مرحوم معرفت، در این باره می‌گوید:"صوت،  به خودی خود، حسن و زیبا نیست، مگر این که در آن ترجیع، صورت گیرد و در این حالت است که زیبا شده و مفهوم تغنی قرآنی شکل می گیرد. " (معرفت:1435، 2/281)

علاوه بر قرائن تاریخی، احادیث بسیاری را در کتب فریقین، می­توان مشاهده نمود که به نحوی بر استفاده از صدای زیبا و بهره­گیری از هنرهای آوایی در چارچوبی صحیح،  تأکید دارند. در این پژوهش در دو بخش کلی ابتدا به بیان قرائن تاریخی- روایی بهره گیری اهل بیت(ع) از هنر­های آوایی اشاره و در گام بعد به نقد و تحلیل منتقدان تغنی و امور پیرامون آن می‌پردازیم.

  1. بهره­گیری از هنر­های آوایی توسط اهل بیت(ع(

نمونه­های برجسته­ای از پرداختن به این هنر تأثیرگذار؛ از سوی ائمه‌ی اطهار(ع) به شرح زیر است:

1-1خوش‌خوانی؛ هنری تبلیغی در عهد رسول اکرم(ص)

   پیامبر اکرم (ص) ؛ در جهت انتقال بهتر و مؤثرتر کلام الهی، با شناختی کامل از ماهیت قرآن، اهداف نزول، وضعیت مخاطبان و شرایط موجود، از تمامی ظرفیت­های روانی-تعلیمی، استفاده نمودند تا ضمن تشویق مخاطبان به پرداختن،  به کلام الهی و قرائت بیش از پیش قرآن، زمینه‌ی انس و عمل و رسیدن به هدف غایی نزول، برای ایشان فراهم گردد.

شخصی به­نام ضماد، از اهالی یمن، وارد مکه شد. پس از شنیدن اوصافی همچون شاعر، مجنون، ساحر و کاهن، درباره‌ی پیامبر(ص)، به قصد معالجه نزد ایشان آمد. پیامبر(ص)  در گفت‌وگویی با وی پس از حمد و ستایش الهی، آیاتی از قرآن را بر وی تلاوت نمودند . ضماد، با شنیدن آیات شگفت انگیز الهی، اسلام آورد.( نیشابوری خرگوشی: 1424،3/ 474)

شیوایی کلام الهی،  به اندازه­ای بود که حتی سران قریش، هم‌چون ابوجهل، ابوسفیان و اخنس بن شریق را شبانه به سوی خانه پیامبر(ص) می­کشاند تا به تلاوت ایشان، گوش دهند.(ابن اسحاق:1398، 1/189)

 

   وجود مقدس پیامبر اکرم (ص)، را می­توان به­عنوان برجسته­ترین چهره­ی این وادی ذکر کرد. نقل شده است که شخصی به نام براء پس از شنیدن تلاوت سورۀ تین از پیامبر اکرم (ص) چنین می­گوید:« فما سمعت احدا احسن صوتا او قرائة منه؛ صدای احدی را زیباتر از صدا و قرائت پیامبر (ص) نشنیدم».( بخاری: 1422، 9/158) در میان صحابه وتابعین، افراد بسیاری بوده­اند که با عباراتی همچون "احسن الناس صوتا بالقران" از آنها نام، برده شده است. برخی از این افراد عبارتند از : سالم­ مولی ابی حذیفه ،(محیسن: 1422، 1/257) اسیدبن­الحضیر،(قرطبی:1412، 1/93؛ ذهبی:1413، 3/207) عقبة بن عامر(ابن عساکر:1415، 4/499) ،ابو موسی اشعری که پیامبر  (ص)درباره وی فرمودند: "لقد اوتی ابوموسی مزمار من مزامیر آل داوود؛ به ابوموسی صدای نیکویی از اصوات داوودی داده شده است." ( قرطبی، همان،3/981) ، علقمة بن قیس( ذهبی:1417،1/27) و  ابن جزری(ابن جزری:1351، 1/516). استاد لبیب سعید ، فهرست مبسوطی از طبقه صحابه، تابعین و تابع تابعین در رابطه با کسانی که معروف به صدای خوش  در تلاوت قرآن و به­کارگیری الحان بوده اند، ارائه نموده است.(لبیب سعید:1970، 33-29)

بررسی­های تاریخی- روایی نشان می­دهد ؛که پیامبر اکرم(ص) علاوه بر تکرار چندین بارۀ آیات بر فراگیران در مقام آموزش، از جلوه­های آوایی و هنری نیز در انتقال کلام الهی به مخاطبان به­ویژه در مقام تبلیغ، استفاده نموده­است.  بهره­گیری از همین هنر تأثیر­گذار،  باعث جذب گروه­های بسیاری به اسلام شده است. دراحادیث زیادی که در کتب فریقین،  وارد شده است نیز به نحوی بر استفاده از صدای زیبا و بهره­گیری از هنر­های آوایی در چارچوبی صحیح، تاکید دارند:

" لکل شیء حلیة و حلیة القران الصوت الحسن" ؛ برای هرچیز زیوری است و زیور قرآن؛ صوت نیکوست. (کلینی: 1369، 2/615)

پیامبر خدا (ص)  فرمودند :" قرآن را با صداهای خود نیکو کنید، زیرا صوت نیکو بر زیبایی قرآن می­افزاید."(دارمی:1412، 4/2194؛ نیشابوری: 1411، 1/768)

امام صادق (ع) فرمودند: "خداوند، هیچ پیامبری را نفرستاده مگر اینکه دارای صدای نیکو بوده است."(کلینی،همان،2/616)

البته قرائت پیامبر(ص) ، دارای اصول و ویژگی­هایی بوده که متناسب با این کتاب مقدس طرح ریزی شده است؛ از جمله:

الف. ترتیل: در نگاه قرآن کریم، آن آوایی پسندیده و مطلوب است که در قالب ترتیل ارائه گردد." وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلًا" (مزمل /4) طبق ویژگی‌هایی که از ترتیل بیان شده، ترتیل عبارت است از: عدم سرعت زیاد، زیبا خوانی، تلفظ صحیح حروف و حرکات و رعایت وقوف ..

پیامبر خدا (ص) ، به ابن عباس فرمود: "وقتی قرآن می­خوانی به ترتیل بخوان.پرسید :ترتیل چیست؟فرمود آشکار و روشن بیان کن و مثل حرف‌های خشک وغیر قابل استفاده پراکنده­اش نکن و مثل شعر تند مخوان..."

در حدیث دیگری امام صادق )ع)،  ترتیل را زیبا ،آرام و با مکث خواندن ، تفسیر نموده اند.(طبرسی:1377، 4/3833)

 امیرالمؤمنین)ع) ، ترتیل را بیان صحیح حروف و رعایت موارد صحیح وقف عنوان نموده اند.( مجلسی:1403، 81/188)

ب. ترجیع:

ترجیع از ماده‌ی " رجع" و در اصل به معنای بازگشت و تکرار است ( ابن فارس:1404، 2/490) . وقتی با صوت به­کار می­رود به معنای نزدیک نمودن ضرب و تکیه گاه‌های حرکات در صوت است ( فراهیدی:1419،1/225). یا عبارتست از، تکرار و بازگرداندن قطعه­ای از صوت .( راغب اصفهانی: 1412،343) طریحی با تفصیل بیشتری منظور از ترجیع در صوت را ،گرداندن و تکرار صدا در حلق می داند.( طریحی:1375، 4/332) ، وی هم‌چنین معنای دیگری را برای این واژه ارائه می دهد که عبارت است از زیبا ساختن صوت.(همان)

برخی از دلایل استفاده از ترجیع پسندیده در تلاوت عبارتند از:

بخاری از عبدالله ابن مغفّل، نقل می­کند که وی می­گوید: "رسول خدا (را در روز فتح مکه سوار بر شتر دیدم که سورۀ فتح را قرائت می­نمود در حالی که ترجیع می کرد"(بخاری:1422، 5/ 147؛ بیهقی:1410، 1/378) .مصطفی البغا ، در شرح این حدیث، ترجیع را گرداندن صدا در حلق تعبیر نموده است.(بخاری، همان،5/147)

  ام هانی می­گوید: "من شبانگاه قرائت پیامبر (ص) را، می شنیدم در حالی که در قرآن ترجیع می­نمود"(مروزی:1408، 1/135).

امام باقر (ع) در توصیه ای به ابی بصیر، می فرمایند:" که قرائت را به خانواده ات بشنوان و در صوتت هنگام تلاوت قرآن ترجیع به کار گیر.(کلینی، همان،2/616) به کار بردن ترجیع به عنوان ویژگی صوت توسط امام(ع)، این شبهه را که ترجیع به معنای تکرار آیات است ، برطرف می­نماید.

ج: استفاده از الحان عرب

در حدیثی معروف پیامبر (ص) ،چنین می­فرمایند: " اقْرَؤُوا الْقُرْآنَ بِأَلْحَانِ‏ الْعَرَبِ وَ أَصْوَاتِهَا، وَ إِیَّاکُمْ وَ لُحُونَ أَهْلِ الْفِسْقِ وَ أَهْلِ الْکَبَائِرِ؛ فَإِنَّهُ سَیَجِی‏ءُ مِنْ‏ بَعْدِی أَقْوَامٌ یُرَجِّعُونَ الْقُرْآنَ‏ تَرْجِیعَ الْغِنَاءِ وَ النَّوْحِ وَ الرَّهْبَانِیَّةِ، لَا یَجُوزُ تَرَاقِیَهُمْ‏، قُلُوبُهُم‏مَقْلُوبَةٌ، وَ قُلُوبُ‏ مَنْ یُعْجِبُهُ شَأْنُهُمْ‏"قرآن را به آهنگ‌ها و اصوات عرب بخوانید، و از آهنگ‌هاى اهل فسق و اهل گناهان کبیره بپرهیزید، که پس از من اقوامى خواهند آمد که قرآن را به آهنگ غنا و نوحه و رهبانیت مى‏خوانند، و این خواندن از گلوگاه آنان در نمى‏گذرد؛ قلوب آنان و قلوب کسانى که ایشان را مى‏پسندند، واژگون است.(همان، 2/64)

2-1          علی (ع) ، اولین شاگرد مکتب رسول الله (ص) در فنون قرآنی

        جایگاه یگانه امیرالمؤمنین(ع) در امر قرائت و اقراء در سایه‌ی ارتباط مستمر با رسول خدا (ص) و نوشیدن علوم نبوی از سرچشمه‌ی آن با هیچ‌یک از صحابه دیگر قابل‌مقایسه نبودند. خود حضرت دراین‌باره می‌فرماید:" آیه‌ای بر رسول خدا(ص) نازل نشد مگر این‌که ابتدا آن را بر من اقراء می‌فرمود، سپس آن را بر من املاء می‌کرد و من با خط خود آن را می‌نوشتم."(همان)

 یا این‌که می‌فرمود:"هر آیه‌ای که نازل می‌شد رسول خدا شیوۀ قرائت آن را به من می‌آموخت، آن‌گاه املا می‌کرد و من می‌نوشتم." (ابن بابویه:1414، 121)

   سخن کسانی چون ابن مسعود و ابو عبدالرحمن سلمی، نیز در این رابطه شنیدنی است. ابن مسعود که در روایاتی از سوی رسول اکرم (ص)  توصیه به شنیدن تلاوت وی شده است، می‌گوید:"هیچ‌کس را قاری‌تر از علی بن ابی‌طالب ندیدم"(عاملی، 1413، 114). سلمی نیز می‌گوید:"ما رایت ابن انثی اقرا لکتاب الله من علی ع"( ابن جزری،همان،1 / 546) و دربیانی دیگر می‌گوید:"ما رایت اقرا من علی، عرض القران علی النبی ص و هو من الذین حفظوه اجمع بلا شک عندنا"(همان)

1-3: جلوه­هایی از زیباخوانی قرآن توسط امام سجاد(ع) در دوره اختناق

   بررسی شرایط اجتماعی - سیاسی هر یک از ائمه، نشان‌گر آن است که هریک از این بزگواران، با درک صحیح از شرایط جامعه‌ی خویش، بهترین عنصر تبلیغی و مبارزاتی را برگزیده و در نیل به اهداف مقدس خویش از آن بهره برده اند. شرایط سخت سیاسی و اوضاع نابسامان فرهنگی دوران زندگانی امام سجاد (ع) ، این امام همام را بر آن داشت تا شیوه ای منحصر به فرد، در اشاعه‌ی فرهنگ ناب اهل بیت (ع)برگزیده و ضمن مبارزه با حاکمان وقت، نقش مهمی را نیز در مقابله با جریان‌های مبتذل فرهنگی رو به رشد ایفا کند.

یکی از مسایل فرهنگی قابل توجه در دوران سید الساجدین (ع) ،گسترش خوانندگی و خنیاگری و بهره‌گیری از آلات مبتذل موسیقایی بود؛ که کلیه‌ی طبقات اجتماعی، حتی عابدان و زهاد را به سوی خود کشانده بود. امام (ع)، نیز در جبهه‌ی مقابل با بهره گیری از صوت ملکوتی خویش و همراه ساختن آن با آیات دل انگیز قرآن و مناجات‌های عارفانه، به‌صورت قابل توجهی، نظر مردمان جامعه‌ی خویش را به­سوی خود، معطوف ساختند و روان ایشان را با موسیقی الهی سیراب نمودند.

گزارش‌های تاریخی، حاکی ازآن است که مدینه از سال‌های( ۶۵ هجری)، به بعد گرفتار تباهی اخلاق و فساد عمومی گشت. فسادی که مقدمات آن از سال‌ها پیش شروع شده بود. بالا رفتن رقم ثروت و خرید ملک و مستغلات برای اشراف قریش آنان را به زندگی پرتجمل کشانید به گونه ای که کنیزان و غلامان بسیار خریدند. به‌خصوص کنیزکانی که با موسیقی و خوانندگی آشنایی داشتند و روز به روز بر ارزش آنها افزوده می­شد و هنرهای مبتذل موسیقایی رواجی روز افزون می یافت.(شهیدی:1374، 103)

ابوالفرج اصفهانی، شرح حال جمیله (یکی از خنیاگران آن عصر) را به تصویر کشیده است؛ که آن‌چنان مقامی در میان مردم مدینه، یافته بود که در هنگام ترک شهر تعداد زیادی به بدرقۀ او رفته بودند.(اصفهانی: 1992،8/209؛ کحاله: 1379، 1/212)

پنداری دو شهر بزرگ مکه و مدینه را برای خنیاگران پرداخته بودند. تا آن‌جا که برخی از فقیهان و زاهدان نیز به سراغ آنان می­رفتند. (شوقی ضیف: بی‌تا،2 /237)

این شرایط اجتماعی به نوبه‌ی خود نشان‌گر عمق ذکاوت امام سجاد (ع)، در به­کارگیری ابزاری مشابه و مقابله با این ابتذال فرهنگی است.امام (ع)، با بهره گیری از صوت ملکوتی خود و همراه ساختن خود با آیات بلند الهی و جلوه های زیبای موسیقی اسلامی آن‌چنان اثری بر مخاطب به جای می­گذاشت که توجه همگان را به خود جلب  می­نمود. دو روایت زیر نشان‌گر این تاثیر معنوی صوت امام (ع) بر مخاطبین بوده است:

کلینی با اسناد خود از امام کاظم (ع)، چنین نقل می­کند:" به درستی که حضرت علی بن الحسین (ع)قرآن می­خواند و چه بسیار گذرنده ای که از حضرت می­گذشت و از خوشی آوازش مدهوش می­گشت...."( کلینی، همان،2/615)

امام صادق (ع)، فرمودند: "حضرت علی بن الحسین (ع) ،از همه­ی مردمان خوش آوازتر به قرآن بود و سقاها که از در خانه‌ی آن حضرت می­گذشتند، می­ایستادند و قرائتش را می­شنیدند . ابو جعفر (ع)بهترین مردم از لحاظ صوت بود.(همان،616)

2. جهت‌گیری فقها و بزرگان امامیه، دربارۀ تغنی و خوش‌خوانی قرآن

از دیرباز تا کنون فقها و علمای اعصار گوناگون دربارۀ تغنی و سایر مسائل زیر مجموعۀ آن مانند : ترجیع، صوت و لحن در قرائت قرآن کریم با یکدیگر اختلاف داشته­اند. به طور کلی دربارۀ حکم تغنی در قرآن، فقها را به چند دسته می­توان تقسیم کرد:

1)  افرادی هم‌چون فخرالمحققین، میرزای قمی، شیخ حر عاملی، علامه حلی و دیگران آهنگ قرائت را مشمول موضوع غنا، دانسته و حکم به تحریم آن داده­اند.(سعدی:1394، 70)

2)  آنان که هرگونه غنا را تحریم، ولی آهنگ قرائت را از آن استثنا نموده­اند، مانند: محقق سبزواری.(سبزوراری:1418،85)

3)  آنان که آهنگ قرائت را خارج از موضوع غنا دانسته و آن را جایز شمرده­اند. از جملۀ قائلان به این رأی می­توان به صاحب جواهر و شیخ انصاری اشاره نمود.(سعدی،همان،71)

بررسی روایت وارده، دربارۀ خوش‌خوانی قرآن کریم و دیدگاه فقیهان بزرگی هم‌چون صاحب جواهر و شیخ انصاری بیشتر موید نظریۀ سوم است و عبارات وارده دربارۀ مذمت این موضوع، بیشتر ناظر به زمانی است که با پیرایه­های منفی و غیر قابل قبول، همراه باشد.

 محقق سبزواری در جمع بین اخباری که دلالت بر حرمت غناء و یا جواز آن دارند، می­گوید: این امر به دو صورت ممکن است:

1)  اخباری که دلالت بر حرمت دارند، مرادشان غنا در غیر قرآن است و روایاتی که بر ممنوعیت غنا در قرآن دلالت دارند، مرادشان غنایی است که به نحوی لهو باشد، مانند کار فساق. اما روایات دیگر که بر جواز تغنی به قرآن دلالت دارند، مرادشان غنایی است که به نحوی لهو، نباشد.

2)  روایاتی که غنا را حرام می­دانند، حمل بر مواردی شود که در آن زمان شایع بوده و غنا لهو، و به همراه آن گناهانی مرتکب می­شدند که موید آن، روایت علی بن جعفر از برادرش امام کاظم(ع)، است که می­گوید: از امام (ع)، در مورد غنا سوال کردم که آیا در عید فطر و قربان  و شادی جایز است؟ فرمودند: اگر با معصیتی صورت نگیرد، اشکالی نیست. هم‌چنین روایات دیگری که اشاره دارند که منشا حرمت، افعالی هستند که با غناء همراه می­شوند. از طرفی روایات فراوانی دلالت بر جواز غنا در قرآن می‌باشد،حتی استحباب حسن صوت و تحزین و ترجیع به آن دارند.(سبزواری:1418، 85)

امام خمینی( ره)، در این باره می­فرماید:" غنا حرام است و کاسبی کردن با آن حرام است. غنا زیبا کردن صدا نیست بلکه کشش و چهچه­ی آن است به گونه­ای که انسان را به طرب وادارد آن گونه که مناسب لهو و طرب است. تفاوت نمی­کند که غنا را در قرائت قرآن به کار ببرند یا در دعا و مرثیه خوانی و چه با آن شعر بخوانند یا نثر؛ بلکه اگر امور مقدس را به صورت غنا بخواند، عقابش دو برابر می­گردد".(خمینی:1379، 1/497)

آیه الله خویی نیز در کتاب  مناهج الصالحین می­گوید: " غنا حرام است اگر به گونه لهوی باطل صورت بگیرد؛ یعنی آواز به شیوه لهوی باشد. لهوی بودن آواز را مردم تشخیص می­دهند. شنیدن این گونه آواز حرام است و تفاوت نمی­کند که با آن قرآن بخوانند یا دعا یا مرثیه و مانند آن".(خویی:1410،2/7)

3. واکاوی روایتی مشهور در راستای شفافیت پیرایه­های مذموم تغنی در قرآن

از روایات مشهور در رابطه با تغنی قرآن مجید روایت ذیل است:

« عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ إِبْرَاهِیمَ الْأَحْمَرِ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ:عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ، قَالَ: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: اقْرَؤُوا الْقُرْآنَ بِأَلْحَانِ‏ الْعَرَبِ وَ أَصْوَاتِهَا، وَ إِیَّاکُمْ وَ لُحُونَ أَهْلِ الْفِسْقِ وَ أَهْلِ الْکَبَائِرِ؛ فَإِنَّهُ سَیَجِی‏ءُ مِنْ‏ بَعْدِی أَقْوَامٌ یُرَجِّعُونَ الْقُرْآنَ‏ تَرْجِیعَ الْغِنَاءِ وَ النَّوْحِ وَ الرَّهْبَانِیَّةِ، لَا یَجُوزُ تَرَاقِیَهُمْ‏، قُلُوبُهُم‏مَقْلُوبَةٌ، وَ قُلُوبُ‏ مَنْ یُعْجِبُهُ شَأْنُهُمْ‏»

    پیامبر«ص»:" قرآن را به آهنگ‌ها و اصوات عرب بخوانید، و از آهنگ‌هاى اهل فسق و گناهان کبیره بپرهیزید، که پس از من اقوامى خواهند آمد که قرآن را به آهنگ غنا و نوحه و رهبانیت مى‏خوانند. این خواندن از گلوگاه آنان در نمى‏گذرد. قلوب آنان و قلوب کسانى که ایشان را مى‏پسندند واژگون است."(کلینی، همان،2/ 614)

   بحث بر انگیزترین و پیچیده ترین واژه از لحاظ مفهوم مخصوصاً در میان فقها، واژۀ غناست. اما به دور از بحث­های فقهی که از قدیم تا کنون جریان داشته، بررسی لغوی مستدل واژۀ غنا تا حد زیادی می­تواند در فهم روایت راه‌گشا باشد.

 از قدیم الایام در میان اقوام سامی، این واژه به معنای آوازه، سرود و سرود روحانی به کار می رفته است.(مشکور:1375، 2/613؛ دهخدا: 1377، 21 /342)خلیل بن احمد، این کلمه را در حالت مقصور(غِنی)، بی نیاز در مال و در حالت ممدود(غناء) بر صوت اطلاق می‌کند.(فراهیدی، همان،4/450) لغت شناسان دیگر نزدیک به همین مضمون را ذکرکرده­اند.(جوهری:1407،6/2450؛ فیومی:1414، 2/455) عده­ای نیز قیودی برآن افزوده اند و غنا را صدایی می­دانند که طرب انگیز باشد.(فیروزآبادی: بی‌تا، 4/372) طریحی، نیز در تعریفی از واژۀ غنا، چنین می­گوید:" غنا صوتی است که مشتمل بر ترجیع مطرب باشد یا چیزی که در عرف غنا نامیده می شود. هرچند مطرب نباشد، چه در شعر باشد ،چه در قرآن باشد و چه در غیر آن"(طریحی، همان،1/321) صاحب التحقیق، هم اصل واژه را برگرفته از غنا عربی و به معنای ترنم و آوازخوانی، دانسته است و در توجیه مناسبت آن با اصل کلمه که بیان‌گر بی ­نیازی است عنوان می­دارد که غالباً بی نیازی، انسان را به تجاوز ، طغیان و رفع صوت وادار می سازد.(مصطفوی:1360 ،7/257)

    بیشترین اختلاف میان فقها و شارحان حدیث، پیرامون واژۀ لحن است . هرکدام از ایشان با مذهب اعتقادی و جهت‌گیری مذهبی و تخصص علمی خویش در جهت توجیه آن، برآمده اند.

    برخی براین باورند که منظور از لحون عرب که پیامبر (ص) توصیه به قرائت متناسب با آن نموده اند، عبارتست از برخی قواعد لهجه ای در زبان عرب هم‌چون اماله و تفخیم...(دانی:1428 ،7/257؛ سخاوی:1418، 1/ 294) طبق این برداشت پیامبر(ص)، جهت سهولت در تلفظ کلمات قرآن، به مسلمانان اذن داده اند که با یکی از لهجه های عرب و اصول حاکم برآن مانند : اماله،تفخیم و ...به قرائت کلام الهی بپردازند.این نظر از جهاتی قابل نقد است:

اولاً: تعبیر بیان شده ازلحن با معنای لغوی واژه هم‌خوانی ندارد و همان‌گونه که در بحث لغوی گذشت، این واژه در اغلب موارد بار آوایی و آهنگین را به همراه دارد.ثانیاً : به فرض این که لحن را به معنای لهجه های عرب، تفسیر کنیم. ادامۀ حدیث با قسمت آغازین آن ناهماهنگ است و مفهوم صحیحی از لهجه های اهل فسق یا لهجه های اهل کتاب، برداشت نمی­شود.ثالثاً: عدم تلاوت قرآن با اماله و یا تفخیم و امثال آن مستوجب نکوهش شدید بیان شده در انتهای حدیث نیست و نمی­توان پذیرفت مثلاً کسی که قرآن را با اماله و یا خلاف آن نخوانده، مشمول توبیخ شدید انتهای روایت، گردد.

عده ای نیزلحن را به معنای لغت گرفته اند.(مازندرانی:1382 ،11/39)ایشان هم‌چنین منظور از لغت عرب را تلفظ حروف از مخارج و رعایت قواعد تجویدی دانسته اند و منظور ازاصوات عرب را نوعی خواندن قرآن شبیه خواندن عرب‌ها می‌دانند.(میرلوحی:1374، 1/243) مولف اعلام الاحباء، در قسمت دوم روایت لحن را به معنای خوانندگی و غنا گرفته است ؛ یعنی این که روایت می­گوید برحذر باشید که به طریق اهل فسق و یهود و نصاری خوانندگی کنید.(همان)

  نقدهایی براین نظر وارد است از جمله:

الف: حمل"لحن"در قسمت اول روایت بر"لغت عرب"و حمل آن در قسمت بعدی روایت بر"خوانندگی و غنا"بدون دلیل و مخالف سیاق روایت و ساختار واحد آن است.

ب: تفسیری که از واژۀ"اصوات عرب" ارائه شده معادل همان"لحن"است که با بیانی دیگر توسط مولف عنوان شده است و خواندن قرآن به گونه ای که شبیه عرب‌ها باشد جز با رعایت نکات تجویدی و تلفظ حروف صحیح آن، امکان پذیر نیست.

ج: انطباق"لحن"بر"لغت"، نوعی تکلف محسوب می شود؛ زیرا در اغلب کتب لغت کهن و معتبر، این واژه به معنای آهنگ و ویژگی های مربوط به صوت می­باشد.

د: بسیاری از کسانی که در زمان صدور، اهل فسق و خوانندۀ  غیر مجاز بوده اند نیز به زبان عربی فصیح تکلم می­کرده اند و در این مورد با دیگر مسلمانان و قراء، اشتراک داشته اند.

    سومین نظری که به نظر نگارنده، انطباق بیشتری با لغت، تاریخ، بافت روایت و بسیاری از روایات دیگر دارد؛ به‌کار بردن لحن، به معنای"آهنگ و نوا وآوا"است که پیامبراکرم( ص)، با شرایطی آن را به مسلمانان و قاریان قرآن، توصیه نموده‌اند.ابن اثیر ،پس از بیان معانی مختلف لغت"لحن"،حدیث مزبور را نقل نموده و لحن را در آن به معنای آهنگ و خوانندگی و زیبایی قرائت، دانسته است.( ابن اثیر:1399، 4/242؛ ابن اثیر: بی‌تا،2/459)

    مناوی، نیز در شرحی که بر جامع الصغیر سیوطی نوشته ،لحون عرب را آهنگ‌هایی می­داند که حروف به‌وسیله‌ی آنها ضایع نشده و از مخرج خود مختل نشوند.وی، الحان پسندیده را باعث افزایش انبساط روحی وجذب قلوب قسی و موجب برداشته شدن حجاب چشم، هنگام تلاوت قرآن، می‌داند.(مناوی:1415، 2/83)

    از دیرباز در میان فقهای شیعه، بحث فراوانی در جریان بوده است که آیا قرائت قرآن با الحان و اصوات نیکو مشمول غنا می شود یا خیر؟ عده ای هرگونه استفاده از آهنگ و ترجیع صوت را در تلاوت و غیرآن مردود و حرام شمرده و عده ای دیگر به مباح بودن واستحباب آن حکم داده اند(عاملی:1418، 2/243)

    اما بررسی سیرۀ معصومین و اصحاب رسول خدا (ص) و تامل در بسیاری از روایات  وارده،این نکته را روشن می سازد که هرگاه تلاوت قرآن با زدودن حواشی مذموم آن همراه باشد، نه تنها مباح بلکه مستحب و توصیۀ ائمه(ع)،